اون از نارسیس که باهاش دعوام شد
اون از مینا که همه چیز رو خراب کرد
اون از مریم.....اون از مریم...اون از مریم
اون از سمیه
اون از داداش...اون از داداش که تنها کسم بود. اون از داداش که تنها امیدم بود تو خونه. اون از داداش...
دیگه نمیتونم اینهمه رنج رو یکجا تحمل کنم......
باعث و بانیش خود منم

ادامه مطلب  

بیان احساس  

دفعه ی اول توی کوچه دیدمش گفت داداشی میای بازی کنیم ?
بعد از اینکه بازیمون تموم شد گفت:تو بهترین داداش دنیایی.
وقتی بزرگ تر شدم به دانشگاه رفتم .... چشمم همش اونو میدید و می خواستم از ته قلبم بگم عاشقشم ، دوستش دارم ، اما اون گفت : تو بهترین داداش دنیایی ......
 وقتی ازدواج کرد من ساقدوشش بودم ، بازم گفت : تو بهترین داداش دنیایی .... 
و وقتی مرد من زیر تابوتشو گرفتم . مطمئن بودم اگه میتونست حرف بزنه باز می گفت : تو بهترین داداش دنیایی
چند وقت بعد دفتر خا

ادامه مطلب  

داداش که داشته باشی...  

 
داداش که داشته باشی...
یکی هست که وقتی ناراحتی تنها امیدت اینه که اون باورت داره و منتظر شندن حرفاته
داداش که داشته باشی... 
یکی هست که با وجود اینکه حرفات تکرارین و همش غر زدنن انکار میکنه و میگه بگو
داداش که داشته باشی...
یکی هست خطاهاتو که براش میگی عصبی میشه و رگ غیرتش به جوش میاد
داداش که داشته باشی...
یکی هست که اعصاب خوردت رو سر اون خالی میکنی و اون آرومت میکنه
داداش که داشته باشی...
یکی هست که لب و لوچه آویزونت رو به لبخند تبدیل میکنه با حرف

ادامه مطلب  

داداش که داشته باشی...  

داداش که داشته باشی...
 
یکی هست که وقتی ناراحتی تنها امیدت اینه که اون باورت داره و منتظر شندن حرفاته
 
داداش که داشته باشی... 
یکی هست که با وجود اینکه حرفات تکرارین و همش غر زدنن انکار میکنه و میگه بگو
داداش که داشته باشی...
یکی هست خطاهاتو که براش میگی عصبی میشه و رگ غیرتش به جوش میاد
داداش که داشته باشی...
یکی هست که اعصاب خوردت رو سر اون خالی میکنی و اون آرومت میکنه
داداش که داشته باشی...
یکی هست که لب و لوچه آویزونت رو به لبخند تبدیل میکنه با ح

ادامه مطلب  

کاکو....  

یه داداش دارم ده سالشه(البته سه داداش دارم ولی خوب...)نسبت به سنش بسی قد بلند و رعنا(فقط چند سانت کوتاه تر از منه

ادامه مطلب  

 

َ


.1
 
 
              سالار زینب حسین ابی عبدا لا...3         
  
 
  اخرش سرم اومد غم دردو جدایی          زینب بمیرد 
 
تکه تکه بدن برا من چه اشنایی.              زینب بمیرد 
 
 سر رو نی تو هستی داداشم پس پیکرت کو  زینب بمیرد 
 
 قطعه قطعه پیکر بگو که به پشتی یا رو     زینب بمیرد 
 
                  سالار زینب حسین ابی عبدا لا...3
 
 تره بی لباس پاره پاره بی سربدیمه        خواخر بمیره                
 
  تا بهی سرجداهدامه تسه ولیمه      

ادامه مطلب  

سالار زینب حسین سالار زینب  

سالار زینب حسین ابی عبدا لا...3           
 
  اخرش سرم اومد غم دردو جدایی  زینب بمیرد 
 
تک تکه بدن برا من چه اشنایی........ 
 
 سر رو نی تو هستی داداشم پس پیکرت کو .....
 
 قطعه قطعه پیکر بگو که به پشتی یا رو .......
 
 
 تره بی لباس پاره پاره بی سربدیمه خواخر بمیره                
 
  تا بهی سرجداهدامه تسه ولیمه  ...............
 
  بهی تو میونهنیزهو تیرها وشمشیر ............
 
  مرهنشنا سنی هکرده ته غم پیر.................
 
بیا پیشم بشین تا از جان از تو بعیده  داداش اب

ادامه مطلب  

داداشی ببخشید  

داداشم
ببخشید كه قدم كوتاهه مجبوریـ خم شی بقلم كنیـ
داداشی ببخشید حسودم و اذیتتـ میكنمـ 
داداش گلم ببخشید باتـ قهر میكنم كه منتـ كشیـ كنیـ
داداش بزرگه ببخشید كه تو خیابون دستتو سِفتـ میچسبمـ
داداش ببخشید تا صبح باتـ حرفـ میزنمـ
داداشی بخشید كه اذیتت میكنمـ
داداشم ببخشید كه از همه دخترایِ دورو ورتـ متنفرمـ
داداش عزیزتراز جونم ببخشید كه باید این همه بگمـ ببخشیـد
زندگیم ببخشید كه عاشقتمـ :(

ادامه مطلب  

 

 
              سالار زینب حسین ابی عبدا لا...3        
  اخرش سرم اومد غم دردو جدایی          زینب بمیرد 
تکه تکه بدن برا من چه اشنایی.              زینب بمیرد 
 سر رو نی تو هستی داداشم پس پیکرت کو  زینب بمیرد 
 قطعه قطعه پیکر بگو که به پشتی یا رو     زینب بمیرد 
                  سالار زینب حسین ابی عبدا لا...3
تره بی لباس پاره پاره بی سربدیمه        خواخر بمیره                
  تا بهی سرجداهدامه تسه ولیمه           خواخر بمیره      

ادامه مطلب  

 

 
داداش که داشته باشی...

یکی هست که وقتی ناراحتی تنها امیدت اینه که اون باورت داره و منتظر شندن حرفاته

داداش که داشته باشی... 

یکی هست که با وجود اینکه حرفات تکرارین و همش غر زدنن انکار میکنه و میگه بگو

داداش که داشته باشی...

یکی هست خطاهاتو که براش میگی عصبی میشه و رگ غیرتش به جوش میاد

داداش که داشته باشی...

یکی هست که اعصاب خوردت رو سر اون خالی میکنی و اون آرومت میکنه

داداش که داشته باشی...

یکی هست که لب و لوچه آویزونت رو به لبخند تبدیل می

ادامه مطلب  

خوشحالی زیاااااااد  

امروز سیزدهم مرداد هستش و ان شالله بامید خدا فقط دو روز مونده که همه ی کسم، تمام زندگیم داداش آرمانمو دوباره ببینم.
تازشم پانزدهم تولدمم هست. خییییییییییییییلی خوشحالم.
 
تک تک لحظه هامو با این امید نفس میکشم که دو روز دیگه همه کسمو "داداش آرمانمو" میخوام ببینم.
هووووووووووووووووووووووووورررررررررررررررررررررررررااااااااااااااااا
الهی صد هزاران مرتبه شکرت...

ادامه مطلب  

گردهمایی معلمان تربيت بدني شهرستان میامی  

نخستین گردهمایی معلمان تربیت بدني شهرستان در سال تحصیلی جدید با حضور ریاست و معاونت پرورشی و کارشناسی تربیت بدني اداره با حضور همكاران تربیت بدني در محل اداره آموزش وپرورش میامی برگزار گردید در این جلسه به بررسی مسائل و مشکلات در حوزه تربیت بدني و راهکار های کیفیت بخشی درس تربیت بدني پرداختند 

ادامه مطلب  

منو داداشم  

داداش که داشته باشی...
یکی هست که وقتی ناراحتی تنها امیدت اینه که اون باورت داره و منتظر
شندن حرفاته
داداش که داشته باشی... 
یکی هست که با وجود اینکه حرفات تکرارین و همش غر زدنن انکار میکنه
 
و میگه بگو
 
داداش که داشته باشی...
 
یکی هست خطاهاتو که براش میگی عصبی میشه و رگ غیرتش به جوش
 
میاد
داداش که داشته باشی...
 
یکی هست که اعصاب خوردت رو سر اون خالی میکنی و اون آرومت میکنه
 
داداش که داشته باشی...
 
یکی هست که لب و لوچه آویزونت رو به لبخند تبدیل

ادامه مطلب  

گردهمایی معلمان تربيت بدني شهرستان میامی  

نخستین گردهمایی معلمان تربیت بدني شهرستان در سال تحصیلی جدید با حضور ریاست و معاونت پرورشی و کارشناسی تربیت بدني اداره با حضور همكاران تربیت بدني در محل اداره آموزش وپرورش میامی برگزار گردید در این جلسه به بررسی مسائل و مشکلات در حوزه تربیت بدني و راهکار های کیفیت بخشی درس تربیت بدني پرداختند 

ادامه مطلب  

کوه معرفت  

درسته داداش ندارم،  اما یه برادر رضایی دارم که اینقدر با معرفت وقتی خواست بره کربلا اول حلالیت طلبید ازمون ،تو مسیر به یادمون بوده، واسه خواهراش نماز خونده به نیابت،  امشبم رفتیم ولیمه کربلایی به من خواهرش سوغاتی داد گفت صداشم در نیار :دی یه تسبیح و یه عطر و یه تربت حرم امام حسین 
دیگه ادم داداش چه جوری میخواد؟!
کوه معرفت این پسر 

ادامه مطلب  

وضعيت آخر  

ریحانه، در نجواهای قبل از خواب شبانه اش زمزمه میكند: آبجی خوبه، داداش خوبه، من خوبم، مامان خوبه، بابا خوبه، داداش كوچولو خوبه!
من اگر این فرشته آسمانیِ همیشه خندان همیشه راضی همیشه شاد را نداشتم، دق می كردم از روحیه حساس آن دوتا فرشته آسمانی بزرگتر. خدایا شكرت!

ادامه مطلب  

بازم داداشم..  

تمام جهان به کنار …!بازی هایی که در بچگی با داداشم کردم کنار…!
 
کسی که از اون بچگی مراقب آبجیش هست…
 
نمیذاره کسی به آبجیش زور بگه…
 
غیرت داره رو آبجیش ولی تعصبی نیست…
 
داداش یادش بخیر شوخی های بچگی…
 
دعواهای بچه گونه،آرامش بچگی…
 
یادش بخیر تو مسافرت همیشه سرت رو پاهای آبجیت بود…
 
یادش بخیر شیطونی هات تو مدرسه و اومدن منو مامان به مدرست…
 
هیچی مثه این مزه نمیده که یه داداش داشته باشی که پشتته،حامیته…
 
هیچی مثه گفتن داداش

ادامه مطلب  

پیش دانشگاهی  

سال پیش دانشگاهی برای من حیاتی بود. نتیجه تمام زحمات سال های تحصیلم رو باید میگرفتم. از طرفی کللللی تلاش کردم واسه آزمون های مختلف که برای قرعه کشی مکه ازم گرفتن. اول پیش دانشگاهی بود که رفتم مکه. تنهایی! با مدرسه. توی موزه مکه بودم که مادرم زنگ زد و بهم گفت اگر بابا اومد زودتر از من دنبالت باهاش نرو خونه. وسایلت رو آوردم خونه مادربزرگت. منتظر باش تا منو داداش بیایم دنبالت. قطع که کرد تو اتوبوس برگشت به هتل بودیم که زار زار به بدبختی خودم و مامان

ادامه مطلب  

پیش دانشگاهی  

سال پیش دانشگاهی برای من حیاتی بود. نتیجه تمام زحمات سال های تحصیلم رو باید میگرفتم. از طرفی کللللی تلاش کردم واسه آزمون های مختلف که برای قرعه کشی مکه ازم گرفتن. اول پیش دانشگاهی بود که رفتم مکه. تنهایی! با مدرسه. توی موزه مکه بودم که مادرم زنگ زد و بهم گفت اگر بابا اومد زودتر از من دنبالت باهاش نرو خونه. وسایلت رو آوردم خونه مادربزرگت. منتظر باش تا منو داداش بیایم دنبالت. قطع که کرد تو اتوبوس برگشت به هتل بودیم که زار زار به بدبختی خودم و مامان

ادامه مطلب  

دور همی  

دیروز صبح ساعت 9 به همراه مامان و داداش کوچیکه و خانواده داداش بزرگم و خانواده خواهرم راهی گوگد ( از روستاهای شهرستان گلپایگان) شدیم. ( خونه ی بهترین خاله ی دنیااااا)
دوتا از دایی ها و یکی از خاله هام هم به اتفاق خانوادشون از الیگودز اومده بودن.

ادامه مطلب  

بسلامتی  

‎ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻥ ﭘﺪﺭﯼ ﮐﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺗﺮﺍﺷﯿﺪﻥ ﻣﻮﯼ ﮐﻮﺩﮎ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ ﺳﺮﻃﺎﻧﺶ ﮔﺮﯾﻪ ﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ ﺭﻭ ﺩﯾﺪ..ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺭﻭ ﺩﺍﺩ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺶ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﭘﺮ ﺍﺯ ﮔﺮﯾﻪ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ :ﺣﺎﻻ ﺗﻮ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﻣﻨﻮ ﺑﺘﺮﺍش ‎سلامتی اون پسرائیکه وقتی یه شب تنها از یه کوچه رد میشی سرشون و میندازن پائین از بغلت رد میشن که احساس امنیت کنی
‎سلامتی دختری که تو حسرت یه داداش موند ولی به کسی نگفت داداش
‎به سلامتی مبصرکلاس که کتک خورد ولی نگف

ادامه مطلب  

دانلود تحقیق بررسی ساختار بدنی  

تحقیق بررسی ساختار بدني بررسی ساختمان بدني اوگلنا بررسی ساختار بدني كرم آسكاریس بررسی ساختار بدني تنیا بررسی ساختار دهانی زنبور بررسی ساختمان بدني پشه بررسی ساختمان بدني كرم خاكی بررسی قطعات دهانی ملخ بررسی ساختمان شكم پایان (حلزونبررسی ساختار بدني زالو بررسی ساختمان هیدر (كیسه تنان) بررسی ساختمان بدني پاراسی بررسی ساختمان بدني آمیب بررسی ساختمان بدني دافنی تعداد صفحه 17 ...
دانلود مقاله ، تحقیق و پروژه - فارس مقاله

ادامه مطلب  

تولد دایی مسعود  

داداش ینی بهترین تکیه گاه دنیااااااااااااااااااااااااااا بهترین و برترین داداش دنیااااااااااااااااااااااا تولدت مبارک عزیز دلم  هشتم شهریور سال 1395 دایی مسعود نازنین هم شمع 42 سالگی شون رو فوت کردند و وارد 43 سالگی شدند... الهی که سالیان سال زنده باشی و سایه ات رو سر بچه های خودت و بچه های من... هیچ وظیفه ای نداری اما خیلی خیلی خیلی بخاطر کاراهایی که واسه منو و بچه هام انجام میدی ازت ممنونم... خداوند کریم رو شاکرم که دخمل مخملی مامان مهتاب یه

ادامه مطلب  

چرادیرمیگذرد....  

امشب شب خوبی نبود
11/26
همه بهم گیردادن توخونه اه
ازکوچک تابزرگ
دلم سوخت به حال خودم
به حال اونا
هرکی یه چیزی میگفت
فاطمه ابولفضل رو خوب میشناس( داداش کوچیکم)
رفته پیش بابام گفته:
رامین چرا یه مدته باهیچکس حرف نمیزنه؟
2روزه چیزی نخوردم
صبح که میشه8میرم بیرون شب ساعت8بازمیام خونه
دلم به حال داداش کوچیکم سوخت
کاری به حرفای که بهم زدن ندارم
اما....
بنظرتون چه کسی باعث بانی این حال من شد؟
ارزش نفرین کردن داره یانه؟
اما من فقط خوشی براش ارزو دارم

ادامه مطلب  

داداش داشتن یعنی  

داداش داشتن یعنی 
فقط داداشمو عشقه 
داداش داشتن یعنی
آبجی اینی که پوشیدم خوبه ؟
یعنی الان چه وقته اومدنه؟؟تا الان کجااااابودی؟؟!
داداش داشتن یعنی دعوا، کتک کاری ،خنده، آشتی
یعنی روت غیرت داره ،یعنی اذیتش کنی که بگه 
واااای این دیوونه باز اومد یعنی دور دور خواهرو برادری
یعنی میدونی یکی تا ته ته ته دنیا باهاته 
داداش داشتن یعنی یه مرد همیشه باهاته 
داداش داشتن یعنی یه مرد همیشه مواظبته...
به سلامتی همه ی داداشی های دنیا....
که عشق خواهرشون هست

ادامه مطلب  

 

دوست عزیزی که بدون اسم نظر گذاشتی متاسفانه خصوصی بود نشد جواب بدم 
با کی حرف بزنم با داداش؟نمیخام دیگه حرفی بزنم که ناراحت بشه شاید اینطوری راحت تر باشه اگه من ارزشی داشته باشم خودش میاد 
اگه مهم باشم و دلش بشه خودش میاد .....
من دیگه دلتنگیمو به داداش نمیگم چون میدونم بی نتیجستو تا حدودی هم‌میدونم فکر میکنه من فراموش کردم گذشته رو بذار افکارش اینطور باشه تا حداقل این مشکلو نداشته باشه که احساس گناه کنه که چرا من وابسته شدم 
 

ادامه مطلب  

نوحه ی خیلی دعا کردم نشد  

خیلی دعا کردم نشد                                                مشکو بغل کردم نشد                  داداش حسین شرمندتم2 بار             رفتم که برگردم نشد 2 بار             چشمام نمیبینه داداش           بدجوری دستام خاکیه                    هرکاری میشد کردم نشد              شرمنده مشکم خالیه 2بار          از ناقه افتادم زمین دستام برام کاری نکرد        تا خیمه ها راهی نبود  مشک ابرو داری نکرد                     دندون گرفت

ادامه مطلب  

داستان من و داداش کوچولوم  

یکی بود یکی نبود. یه روزی روزگاری یه خانواده ی سه نفری بودن. یه پسر کوچولو بود با مادر و پدرش، بعد از یه مدتی خدا یه داداش کوچولوی خوشگل به پسرکوچولوی قصه ی ما میده، بعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت .
پسرکوچولو هی به مامان و باباش اصرار می کنه که اونو با نوزاد تنها بذارن. اما مامان و باباش می‌ترسیدن که پسرشون حسودی کنه و یه بلایی سر داداش کوچولوش بیاره.اصرارهای پسرکوچولوی قصه اونقدر زیاد شد که پدر و مادرش تصمیم گرفتن اینکارو بکنن اما در

ادامه مطلب  

داستان من و داداش کوچولوم  

یکی بود یکی نبود. یه روزی روزگاری یه خانواده ی سه نفری بودن. یه پسر کوچولو بود با مادر و پدرش، بعد از یه مدتی خدا یه داداش کوچولوی خوشگل به پسرکوچولوی قصه ی ما میده، بعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت .
پسرکوچولو هی به مامان و باباش اصرار می کنه که اونو با نوزاد تنها بذارن. اما مامان و باباش می‌ترسیدن که پسرشون حسودی کنه و یه بلایی سر داداش کوچولوش بیاره.اصرارهای پسرکوچولوی قصه اونقدر زیاد شد که پدر و مادرش تصمیم گرفتن اینکارو بکنن اما در

ادامه مطلب  

۲۴ آبان  

صبح حدود ۱۰:۳۰بیدارشدم ,البته ۳:۳۰ صبح خوابیدم, یدارشدم و دوباره خواب,
ولی ۱۰:۳۰ بیدار شدم, با بابا صحبت کردم, بعدش صورتمو شستم و وضو گرفتم, آشپزخونه نامرتب بود بخاطر مهمونی دیشب, ظرفای خشک شده را گذاشتم داخل کابینتا, لباسا را داخل ماشین گذاشتم, ظرفای کثیفم ک کلی بود شستم, دیگه حس نداشتم, وسایل داخل یخچالم مرتب کردم, گوشیمو برداشتم ببینم داداش جوابمو داده یا نه, تو همین حین تلفن خونه زنگ خورد ,شماره داداش بود تا جواب بدم قطع شد, دوباره گرفتم,

ادامه مطلب  

1  

سلام مامان
امروز رفتم دکتر گفت گوشت عفونت کرده و کار از کار گذشته... باید ساکشن کنم... هنوز برا انجامش مصمم نیستم... دنیایی که قرار نیس صدای تو توش باشه به چ درد شنیدن میخوره اما امان از داداش که نمیشه دلش رو شکست... بابا داره مث قبلنا هی غر میزنه که چرا مواظب نیستی و سرما خوردی....
مامان باور میکنی اون همه فکر که دیشب تا اون حد منو عصبی کرده بود الان یه کلمه ش رو هم یادم نیس
میخوام ب استاد ب بگم این ترم نمیتونم تی ای درسش باشم...
میخوام یه کم برسم به ای

ادامه مطلب  

 

همه چیز داشت خوب پیش میرفت تا اینکه ، بزرگ شدیم...
 
تمام جهان به کنار ...!بازی هایی که در بچگی با داداشم کردم کنار...!
کسی که از اون بچگی مراقب آبجیش هست...
نمیذاره کسی به آبجیش زور بگه...
غیرت داره رو آبجیش ولی تعصبی نیست...
داداش یادش بخیر شوخی های بچگی...
دعواهای بچه گونه،آرامش بچگی...
یادش بخیر تو مسافرت همیشه سرت رو پاهای آبجیت بود...
یادش بخیر شیطونی هات تو مدرسه و اومدن منو مامان به مدرست...
هیچی مثه این مزه نمیده که یه داداش داشته باشی ک

ادامه مطلب  

 

 عاقا چند سوال درمورد سریال کیمیا!!
سوال اول:کسی از برادرای کیمیا خبری داره؟ مخصوصا داداش کوچیکه!سوال دوم:چطور بچه یه زن وشوهرسیاه ابادانی یه دختر زاغ وبور اروپایی میشه؟سوال سوم:مگه مهتاب و مشفق تقریبا هم سن هم نبودن.پس چرا بعد از 20 سال مهتاب یه پیرزن دیگه شده و مشفق همون بود دوتا موهاش سفید شد؟سوال چهارم:داداش کوچیکه چی شد؟ خیلی نگرانشم@Jokkadeirسوال ششم:رها و شهریار جفتشون خارج بزرگ شدنچرا شهریار لهجه خارجی نداره پ؟؟

ادامه مطلب  

چالش 30 روزه  

چالش 30 روزه را شروع میکنم تا 30 روز بعد ببینم چقدر پیشرفت داشتم....
امروز 27 آیان ماه          فقط قسمتی از جاوا را یاد گرفتم
.
28 آبان ماه                 متاسفانه یکم تنبلی و فکر و خیال نذاشت کار انجام بدم ، و کارهای کربلای داداش انجام میشد. ( پس رفت.... دلیل تنبلی و اهنگ گوش کردن و فکر و خیال و کار )
29 آبان ماه           کار های کربلا داداش
30 آبان                شام و مراسم کربلا
1 آذر                   دانشگاه نرفتم.... تا ظهری کار های مونده خونه انجام شد
2 آذر    

ادامه مطلب  

خبرای جدید  

چقددد ازینجا دور افتادم باورتون میشه دو ساعت فک کردم تونستم نام کاربری اینامو یادم بیارم و درست بزنم.بعد دفاع دیگه از بیکاری وقت نکردم بیام اینجا...البته فقط ده روزش بیکار بودم بعدش مدارس باز شد و مجبور شدم هر روز برم مدرسه...یه خبرایی هم شده ینی دسته گل آب دادیم برا نورا داره داداش میاد البته صددرصد معلوم نیس آبجی یا داداش ولی خودش دوس داره داداش باشه هم خوشحالم هم استرس دارم دو تا نی نی واااای من چی کار میکنم باهاشون هنوز نورا خییلی کوچولوء

ادامه مطلب  

اربعین......  

◾◾◾◾◾◾◾◾◾◾
اربعین
اربعین شده ؛ جامونده ام از حرمتنگو که زوده ؛ حالا یروز می برمتعذابم نده ؛ نگاهی کن از کرمت وای...
دل عاشقم ؛ جز تو نداره دلبریمنو لایقم ؛ بکن برای نوکریمثه سابقم ؛ نگیر منو تو سرسری وای...
با پای دلم به همره زائرات دویدم با سلامی از همینجا من محضرت رسیدم
یا حبیبنا.....روحی فداک
زینب اومده ؛ ولی قدش هلالیهچقده بده ؛ که جا رقیه خالیهنشونم بده ؛ قبر توکدوم حوالیه وای...
نبودی داداش ؛ ببینی که چی سرم اومدبمیرم براش ؛ به رقیه با

ادامه مطلب  

اتفاقات جدید  

خیلی وقته آپ نداشتم. امروز وقت کردم یه سری به وبم بزنم کلی دلم گرفت که چرا این همه مطلب تو این مدت از ذهنم گذشته اما هیچکدومش رو ثبت نکردم.
خب خدا رو شکر که فقط خبرهای خوب و خوش بوده که تو این مدت سرگرمم کرده بوده.
از عقد و عروسی خودم تا عقد و عروسی داداش ته تغاری خونه و کم کم فارغ التحصیلی آبجی کوچیکه. از ته دل احساس خوشبختی می کنم به خاطر سلامتی خونواده م مخصوصاً مامان و بابام. وجود نازنین همسرم و خونواده ش و همینطور از دیدن روزهای قشنگ داداش کو

ادامه مطلب  

....  

ماااهرررررر؟؟؟
یعنی چی که گفتی تو هم خوش باش؟؟؟؟
تو چته؟؟؟معلوم هس چرا باهام فاز دعوا برداشتی؟؟؟
بابا من آدمم بفهم ناراحت میشم
از همه دوست و آشنا و رفیق و همه خوردم 
تو هم  بیا بزن برو رفیق....
.......
علی شیراز؟؟؟
داداشی ینی دیگه مهر به بعد بهم سر نمیزنی؟؟
تو غلط میکنی عزیز
هفته ای یه بار تو شهری بهت میدن باید بیای نت بهم سر بزنی من دلم برات تنگ میشه
تو واقعا داداش  منی
دو ساله مث داداشم هوامو داشتی و داری
دلم تنگ میشه داداش سر بزن قول میدم برات پس

ادامه مطلب  

امروز  

سلوووووووم
ظهر همگی بخیر خوبین خوشین؟؟
من خوبم بد نیستم
از7صبح دارم میخونم مخم ترکید خخخ
هوا بارونیه بارون داره میاد دل اسمونم گرفته و بغضش بعد مدتها ترکید خوشبحالش
این هوارو هم دوس دارم هم ندارم دل گیره و در عین حال ارامش بخش
چقد خوبه نگاه کنی و به بقیه عابراکه هر کدومشون تو یه عالم دیگه ای هستن
اینقد دوس دارم بدونم دغدغه ها اونا چیه چیکار کنم فضولم دیگخ
حوصلم سر رفته ...
بازم یاد داداش افتادم یعنی الان کجاست؟؟چیکار میکنه؟؟
اصلا ...چه مید

ادامه مطلب  

کاش  

لعنتی خیلی بی احساسی خیلی
کاش بفهمی شب و روز فکر کردن به کسی که میدونی حتی به یادت نیست چه زجری داره
کاش بفهمی زجه زدن از ته دل و اینکه عشقت نباشه ببینه و آرومت کنه یعنی چی
کاش بفهمی آتیش گرفتن وقتی ببینی که دستش تو دست یکی دیگس یعنی چی
کاش بفهمی یک هفته اول جدایی تو بیمارستان یعنی چی
کاش بفهمی یهو یادش میوفتی گریه میکنی یعنی چی
کاش بفهمی تنهایی یعنی چی
کاش بفهمی جدا شدن از همه خونواده یعنی چی
کاش بفهمی لعنییییییییییییی
کاش بفهمی محل ندادن یعن

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1